حکایت کلاغ و مار | گنجینه سخن

کلاغ و مار

11 بازدید 0 لایک داستان کوتاه
کلاغی در لانه‌اش جوجه‌هایی داشت. ماری هر روز می‌آمد و یک جوجه می‌خورد. کلاغ نزد روباه رفت و از او کمک خواست. روباه گفت: یک تکه گوشت بردار و جلوی لانه‌ات بگذار، مار برای خوردن گوشت از لانه بیرون می‌آید. کلاغ این کار را کرد و مار از لانه بیرون آمد. روباه مار را گرفت و کشت.
بازگشت به خانه
https://allforyou.ir/post/1877

مطالب تصادفی

عملیات موفق