حکایت درویش و باغبان | گنجینه سخن

سخاوت درویش

12 بازدید 0 لایک داستان کوتاه
درویشی از کنار باغی گذشت و دید صاحب باغ درختان را آب می‌دهد. درویش گفت: باغت زیباست. صاحب باغ یک خوشه انگور به او داد. درویش گفت: چرا یک دانه به من می‌دهی؟ باغبان گفت: اگر یک دانه بود، تمام باغم را به تو می‌دادم. درویش با خود گفت: آنکه همه‌اش کم است، همه را می‌دهد؛ آنکه زیاد دارد، بخیلانه می‌بخشد.
بازگشت به خانه
https://allforyou.ir/post/1878

مطالب تصادفی

عملیات موفق