بزرگمهر و انوشیروان
6 بازدید
0 لایک
داستان کوتاه
بزرگمهر هر روز به انوشیروان میگفت: سحرخیز باش تا کامروا شوی. شبی پادشاه به سردارانش دستور داد سر راه بزرگمهر منتظر بمانند و لباسش را درآورند. بزرگمهر ناچار به خانه بازگشت و دیرتر آمد. پادشاه خندید و گفت: پس پندت چه شد؟ بزرگمهر گفت: دزدان امروز کامروا شدند، چون زودتر از من بیدار شدند.
https://allforyou.ir/post/1844