حکایت کوتاه مرد فقیر و بقال | گنجینه سخن

مرد فقیر و بقال

5 بازدید 0 لایک داستان کوتاه
مرد فقیری کره همسرش را به بقال می‌فروخت. بقال شک کرد و کره را وزن کرد. هر کره ۹۰۰ گرم بود. روز بعد به مرد گفت: دیگر از تو نمی‌خرم، کره‌هایت یک کیلو نیست. مرد فقیر گفت: ما وزنه نداریم و یک کیلو شکر از شما خریدیم و همان را وزنه می‌کردیم.
بازگشت به خانه
https://allforyou.ir/post/1843

مطالب تصادفی

عملیات موفق