حکایت سلیمان و عمر جاودان | گنجینه سخن

سلیمان و عمر جاودان

8 بازدید 0 لایک داستان کوتاه
سلیمان با خداوند گفتگو کرد و از او عمر جاودان خواست. خداوند فرمود: اگر سیصد سال دیگر زندگی کنی، باز هم روزی می‌میری. سلیمان گفت: باشد. جبرئیل پیاله‌ای آب به سلیمان داد که نماد عمر جاودان بود. سلیمان نگاهش کرد و گفت: خداوندا، اگر فرشته‌ای که این آب را می‌آورد حافظ من است، تو خود حافظ همه هستی. پس به تو توکل می‌کنم نه به آب. و پیاله را به زمین زد.
بازگشت به خانه
https://allforyou.ir/post/1871

مطالب تصادفی

عملیات موفق