حکایت شیر و خرگوش | گنجینه سخن

شیر و خرگوش

7 بازدید 0 لایک داستان کوتاه
شیر هر روز حیوانات جنگل را می‌کشت. حیوانات گفتند هر روز یکی از ما پیش تو می‌آید تا آرام شوی. نوبت خرگوش شد. خرگوش دیر آمد. شیر گفت چرا دیر آمدی؟ خرگوش گفت: شیر دیگری سر راهم بود و گفت تو باید نزد من بیایی! شیر خشمگین شد و گفت او را به من نشان بده. خرگوش شیر را به چاهی برد که عکس خودش در آب افتاده بود. شیر خودش را در آب دید و به درون چاه پرید.
بازگشت به خانه
https://allforyou.ir/post/1864

مطالب تصادفی

عملیات موفق