فقیر و بخیل
6 بازدید
0 لایک
داستان کوتاه
فقیری به در خانه بخیلی آمد و گفت: شنیدهام نذر کردهای به نیازمندان بدهی. بخیل گفت: من نذر کوران کردهام. فقیر گفت: من کور واقعی هستم، زیرا اگر بینا بودم، از در خانه خداوند به در خانه کسی مثل تو نمیآمدم.
https://allforyou.ir/post/1855