دزد باورها

11 بازدید 0 لایک داستان کوتاه
دزدی بسته‌ای دزدید که در آن چیز گرانبهایی و دعایی بود. بسته را به صاحبش بازگرداند. رفقایش گفتند چرا مال را از دست دادی؟ گفت: صاحب مال عقیده داشت این دعا مال را حفظ می‌کند. من دزد مال او هستم، نه دزد دینش. اگر باور او را خراب می‌کردم، دزد باورهایش شده بودم و این انصاف نیست.
بازگشت به خانه
https://allforyou.ir/post/1846

مطالب تصادفی

تبلیغات
عملیات موفق