حکایت گنجشک و دانه | گنجینه سخن

دانه و گنجشک

8 بازدید 0 لایک داستان کوتاه
گنجشکی دانه‌ای یافت. اما آنقدر ترسید و به اطراف نگاه کرد که دانه از دهانش افتاد و گم شد. با خود گفت: اگر به جای ترس، حواسم به دانه بود، الان سیر بودم.
بازگشت به خانه
https://allforyou.ir/post/1874

مطالب تصادفی

عملیات موفق