شبلی و کودکان
6 بازدید
0 لایک
داستان کوتاه
شبلی عارف، کودکان را دید که در حال بازی با گردو و پسته هستند. یکی از بچهها گردوی خندان را به پسته ناخندان ترجیح داد و دیگری پسته را به گردو ترجیح داد. یکی گفت: من گردو را میخواهم چون بزرگ است. دیگری گفت: من پسته را میخواهم چون خوشمزه است. شبلی با خود گفت: من آن بچهای هستم که پسته را به گردو ترجیح میدهم، یعنی قناعت را به طمع.
https://allforyou.ir/post/1867