حکایت کوتاه کاسه و گربه | گنجینه سخن

قیمت کاسه

5 بازدید 0 لایک داستان کوتاه
عتیقه‌فروشی به خانه رعیتی رفت و کاسه نفیسی دید که گربه در آن آب می‌خورد. برای اینکه رعیت متوجه ارزش کاسه نشود، گفت: گربه را به من می‌فروشی؟ با یک درهم خرید. موقع رفتن گفت: کاسه آب را هم بفروش. رعیت گفت: به این کاسه تا حالا پنج گربه فروخته‌ام، کاسه فروشی نیست.
بازگشت به خانه
https://allforyou.ir/post/1848

مطالب تصادفی

عملیات موفق