دباغ در بازار عطر
6 بازدید
0 لایک
داستان کوتاه
مرد دباغی در بازار عطرفروشان بیهوش شد. هرکس درمانی کرد اما بینتیجه بود. برادر زیرکش فهمید که او به بوی بد عادت کرده و بوی خوش برایش سمی است. کمی سرگین سگ برداشت و جلوی بینی برادر گرفت. دباغ به هوش آمد و مردم پنداشتند برادرش جادوگر است.
https://allforyou.ir/post/1837